بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
92
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
ساخت . تفسير اين لفظ و معناى آن را پيرمرد چنين بيان كرد : وقتى كه پادشاهى از پادشاهان هند به تخت جلوس مىكند جمعى از رجال برحسب قدرت و شوكت شاه به نزد او آمده مىگويند ما بلاوجر « 1 » تو هستيم آنگاه شاه با دست خود قدرى برنج پخته به آنها تعارف مىكند و نيز مقدارى تانبول « 2 » ( Betel ) به دست خويش به آنان اعطا مىنمايد ، سپس هريك از رجال انگشت كوچك دست خود را قطع كرده در برابر شاه مىنهند ، از اين لحظه به بعد هيچگاه از او جدا نشده هرجا برود با او مىروند و هرچه بخورد مىخورند و هرچه بياشامد مىآشامند و هميشه مراقب خوراك شاه هستند و در تمام احوال از او نگاهبانى مىكنند ، هيچ زنى و هيچ كنيز و غلامى نمىتواند به شاه نزديك شود مگر آنكه او را قبلا وارسى كنند پيش از گستردن رختخواب شاه ، مأمورى اين كار را بازرسى مىنمايد . هر طعام و شرابى را كه خوانسالار به سفرهء شاه بياورد اول به او تكليف مىكنند قدرى از آن بخورد و از اين قبيل نگاهبانى در تمام كارهائى كه ممكن است براى پادشاهان خطر داشته باشد ، انجام مىدهند . اگر شاه بميرد آنها نيز خود را مىكشند و اگر خود را بسوزاند خويشتن را مىسوزانند و هرگاه مبتلا به مرضى شود آنان نيز خود را به مرض و رنج او مبتلا مىسازند ، هنگام جنگ در موقع حمله يا دفاع در اطراف او هستند و هيچگاه از او جدا نمىشوند . اين اشخاص بايد اهل محل و از خانوادههاى ممتاز بوده داراى شجاعت و شهامت باشند اين است معنى بلاوجر « 1 » .
--> ( 1 ) - ممكن است ريشهء اين لغت فارسى و به معناى بلاگردان باشد كه معرب آن بلاجر يا بلاوجر شده است . ( 2 ) - نوعى از ادويهء هندى .